قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
181
تاريخ الفي ( فارسى )
اتّفاق صحابه جمع نموده بود امتناع او فايد نكرد . مروى است كه در مصحف ابن مسعود « اللّهمّ انّا نستعينك و نستغفرك » الى آخرها سورت بود و سورهء « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ » و « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ » در آن مصحف نبود . و نيز منقول است كه از جهت انكار ابن مسعود به قرآن عثمان چندان ايذاها به ابن مسعود رسيد كه او را از مجلس برداشته بودند . و اين نيز باعث شوق خاطر كافهء انام باشد . و در روايت صحيحه است كه چون از امير المؤمنين على اهل كوفه در جمع مصحف عثمان سؤال كردند ، فرمود كه « آن به اتّفاق صحابه واقع شده . » و به سند حسن بن شهاب از سالم ابن عبد اللّه و خارجه روايت كردهاند كه اوّل ابو بكر جامع مصحف بود و آن مصحف تا حيات او پيش او بود و بعد از آن پيش عمر بود و بعد از وفات عمر پيش [ 22 ب ] حفصه بود . چون خلافت به ذى النّورين رسيد و آن را از حفصه طلبيد ، حفصه امتناع آورد ، تا آنكه عثمان عهد كرد كه آن را نزد حفصه بازفرستد . حفصه مصحف را فرستاد . عثمان از آن مصحف نقل برداشت ، - و عجب است كه آن جماعت اعتقاد به كلام ربّانى داشته باشند و با وجود آن ، به گمان يك غلط ، تمام قرآن را كه كلام الهى دانند بسوزانند - و بعد از آن نزد حفصه فرستاد . و بعضى گويند كه عثمان آن مصحف را سوخت . ظاهر است كه بنابراين روايت عثمان عهد باز گردانيدن مصحف به نزد حفصه نكرده ، و الّا بدعهدى امير المؤمنين عثمان ثابت مىشود . و بعضى گويند كه عثمان آن مصحف را سوخت . ظاهر است كه بنابراين روايت عثمان عهد باز گردانيدن مصحف به نزد حفصه نكرده ، و الّا بدعهدى امير المؤمنين عثمان ثابت مىشود . و بعضى گويند كه مروان در وقت حكومت خود آن مصحف را از حفصه گرفته پارهپاره كرد و گفت : آنچه در اين مصحف بود مكتوب و محفوظ شده ، و من مىترسم كه اگر مدّتى بسيار بگذرد مردم شك كنند و گويند كه در آن مصحف چيزى مانده بود كه ننوشتهاند . بر خداوندان بصيرت مخفى نماند كه اينجا محلّ تأمّل است به دو وجه : يكى به سبب مخالفت دو روايت مذكور ، و ديگر آنكه اگر جمع عثمان موافق با آن مصحف بود چرا سوختن يا پارهپاره كردند ؟ بلكه بر اين تقدير نگاهداشتن آن مصحف كمال تقويت جمع مصحف عثمان بود . اگر جمع عثمان با آن مصحف مخالف بود پس آن از دو حال خالى نباشد : از آنكه جمع عثمان را بهتر از جمع ابو بكر گويند ؛ و در اين نيز محل بحث هست . و خالى نباشد از آنكه جمع ابو بكر را صحيحتر از مصحف عثمان بگويند « 1 » ؛ پس بر اين تقدير لازم آيد كه مصحفى كه بالفعل معمول و مقرّر است صحيحتر نباشد ، بلكه مصحفى كه سوختند يا پارهپاره كردند صحيحتر باشد . جواب آن شايد اگر از بحث به عدد
--> ( 1 ) . اين جمله در هرسه نسخه به اين صورت آمده : و خالى نباشد كه جمع عثمان را صحيحتر از مصحف ابو بكر بگويند . - و .